پشت روپوش سفید چه میگذرد؟؛ روایت دو رزیدنت تبریزی از روزهای سخت پزشکی
از کشیکهای سنگین و شبهای بیخوابی تا لحظهای که جان یک بیمار به تصمیم پزشک گره میخورد؛ پزشکی فقط یک عنوان شغلی نیست. پشت روپوش سفید، سالها آموزش، اضطراب، مسئولیت، خستگی و در عین حال امید به نجات و خدمت به انسانها جریان دارد. به گزارش پایگاه خبری آذر نگارنده، به مناسبت روز پزشک، پای […]
از کشیکهای سنگین و شبهای بیخوابی تا لحظهای که جان یک بیمار به تصمیم پزشک گره میخورد؛ پزشکی فقط یک عنوان شغلی نیست. پشت روپوش سفید، سالها آموزش، اضطراب، مسئولیت، خستگی و در عین حال امید به نجات و خدمت به انسانها جریان دارد.
به گزارش پایگاه خبری آذر نگارنده، به مناسبت روز پزشک، پای درد دل دو رزیدنت سال آخر دانشگاه علوم پزشکی تبریز نشستیم؛ دکتر مهدیه باباپور، دانشجوی سال آخر تخصص چشمپزشکی و دکتر محمد میرزاپور، رزیدنت سال آخر جراحی عمومی، هر دو از مسیری میگویند که اگرچه دشوار و فرساینده است، اما برایشان همچنان ارزشمند باقی مانده است.
از دانشجویی تا اتاق عمل؛ مسیری که با سختی آغاز شد
دکتر مهدیه باباپور مسیر پزشکی خود را از سال ۱۳۹۲ در دانشگاه علوم پزشکی تبریز آغاز کرده و از سال ۱۴۰۲ وارد دوره تخصص چشمپزشکی شده است. او اکنون در سال پایانی این مسیر قرار دارد.
باباپور دوران رزیدنتی را ترکیبی از «سختی و شیرینی» میداند؛ سالهایی که فشار کشیکهای سنگین، خستگی و چالشهای روانی در کنار لذت یادگیری و کسب مهارت قرار گرفتهاند.
او میگوید گاهی وابستگی عاطفی به بیماران نیز این مسیر را دشوارتر میکند؛ چراکه پزشک ممکن است به بیماری عادت کند اما ناگهان با از دست دادن او مواجه شود؛ تجربهای که تحمل آن آسان نیست.
برای او اما یکی از مهمترین بخشهای این سالها، اورژانس است.
«اورژانس برای من حس خانه پدری را دارد؛ وقتی خسته و دلتنگ پناهگاه میخواهم، اورژانس برایم همان پناهگاه است.»
او از شش ماه نخست رزیدنتی بهعنوان یکی از سختترین دورههای زندگی خود یاد میکند؛ دورهای که باید تواناییهایش را به استادان و همکاران خود ثابت میکرد.
از کلاس درس تا اتاق عمل
روایت باباپور از پزشکی فقط به سختیهای رزیدنتی محدود نمیشود. او از سال دوم پزشکی وارد فضای اتاق عمل شده و بهتدریج مهارتهای جراحی را آموخته است.
به گفته او، نقش استادان در این مسیر بسیار پررنگ بوده است؛ استادانی که با صبر و حوصله در کنار او ایستادهاند و امکان یادگیری و مستقل شدن را فراهم کردهاند.
این تجربه برای یک رزیدنت، تنها یادگیری تکنیکهای پزشکی نیست؛ بلکه تمرین تصمیمگیری، پذیرش مسئولیت و درک اهمیت اعتماد بیماری است که برای درمان خود به پزشک مراجعه کرده است.
رزیدنتی؛ فراتر از کشیک و بیخوابی
دکتر محمد میرزاپور، رزیدنت سال آخر جراحی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز معتقد است سختی رزیدنتی تنها به کشیکهای طولانی و حجم بالای کار خلاصه نمیشود.
به گفته او، رزیدنت باید در طول چند سال، همزمان دانش علمی، مهارت عملی، قدرت تصمیمگیری و مسئولیتپذیری حرفهای خود را تقویت کند تا بتواند در آینده به شکل مستقل و ایمن از بیمار مراقبت کند.
میرزاپور که پیش از ورود به دوره تخصص سالها بهعنوان پزشک عمومی فعالیت کرده و بیش از ۱۰ سال نیز در حوزه مدیریت شبکه بهداشت و درمان مسئولیت داشته است، میگوید رزیدنتی حتی با وجود تجربه قبلی، شرایط کاملاً متفاوتی دارد.
رزیدنت در کنار آموزش، بخشی از نیروی درمانی بیمارستان است و باید آموختههای خود را در شرایط واقعی، با حجم بالای بیمار و مسئولیت مستقیم درمان به کار بگیرد.
او از مواجهه با موارد پیچیده و پیشبینینشده، فشار روانی، خستگی و تصمیمهایی میگوید که گاهی مستقیماً با جان بیمار ارتباط دارند.
وقتی خستگی تا مرز انصراف پیش میرود
میرزاپور تجربه شخصی متفاوتی نیز از دوران رزیدنتی دارد. او میگوید در سن بالاتری وارد این دوره شده و همزمان با مسئولیتهای خانوادگی، باید خود را با کشیکهای سنگین، بیخوابیهای طولانی و فشار کاری زیاد سازگار میکرد.
به گفته او، در سالهای نخست شرایط گاهی آنقدر فرساینده بوده که حتی به انصراف از ادامه مسیر فکر کرده است؛ اما علاقه به جراحی و باور به هدفی که برای آن وارد این مسیر شده بود، باعث شد ادامه دهد.
این تجربه نشان میدهد پشت عنوان «رزیدنت»، تنها یک پزشک جوان در حال یادگیری قرار ندارد؛ انسانی قرار دارد که همزمان با مسئولیت حرفهای، با خستگی، فشار روانی و دغدغههای زندگی شخصی نیز دستوپنجه نرم میکند.
پزشکی؛ انتخابی فراتر از عنوان و درآمد
هر دو پزشک در توصیه به جوانانی که قصد ورود به رشته پزشکی دارند، بر یک نکته مشترک تأکید دارند: پزشکی باید آگاهانه و با شناخت واقعیتهای این حرفه انتخاب شود.
میرزاپور معتقد است تصور عمومی از جایگاه اجتماعی و درآمد پزشکان تا حد زیادی به سالهای گذشته مربوط است و پزشکی امروز مسیری طولانی، پرزحمت و همراه با آزمون، کشیک، استرس، مسئولیت و یادگیری دائمی است.
او تأکید میکند کسی که پزشکی را صرفاً به دلیل عنوان، جایگاه یا تصور درآمد انتخاب کند، ممکن است در مواجهه با سختیهای مسیر دچار مشکل شود؛ اما علاقه واقعی به پزشکی، کمک به مردم و ارتباط با بیمار میتواند این مسیر دشوار را ارزشمند کند.
باباپور نیز به جوانانی که قصد انتخاب این مسیر را دارند توصیه میکند علاقه واقعی خود را دنبال کنند.
«قرار نیست همه پزشک یا دبیر شوند؛ اما اگر خواستهای دارید، آن را آنقدر دنبال کنید که در آینده حسرت نرسیدن به آن در دلتان نماند.»
پشت روپوش سفید، دغدغههای دیگری هم هست
تصویر پزشک در ذهن جامعه گاهی با زندگیای راحت و بیدغدغه گره خورده است؛ اما روایت این دو رزیدنت تصویر دیگری ارائه میکند.
کشیکهای طولانی، کمخوابی، فشار کاری، مسئولیت سنگین و استرس شغلی بخشی از واقعیت زندگی پزشکان است و تأخیر در پرداخت مطالبات نیز میتواند این فشارها را بیشتر کند.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از مشکلاتی که بیماران در مسیر درمان با آن مواجه میشوند، ریشه در مشکلات سیستمی دارد؛ از کمبود امکانات و حجم بالای مراجعه گرفته تا فرآیندهای اداری طولانی و بلاتکلیفی برخی بیماران.
میرزاپور معتقد است پزشک گاهی در خط مقدم این مشکلات قرار میگیرد و نارضایتی بیمار متوجه او میشود، در حالی که منشأ اصلی مشکل ممکن است جای دیگری باشد.
با این حال، او تأکید میکند این شرایط از مسئولیت پزشک در برابر بیمار کم نمیکند.
«بیمار حق دارد از پزشک دانش، اخلاق، احترام و پاسخگویی بخواهد و ما هم باید برای حفظ این اعتماد تلاش کنیم.»
پزشک و بیمار؛ دو سوی یک اعتماد
شاید یکی از مهمترین نقاط مشترک صحبتهای این دو پزشک، مسئله اعتماد باشد.
باباپور میگوید در ابتدای مسیر حرفهای، طبیعی است که برخی بیماران پزشک جوان را بیشتر به چشم دانشجو ببینند و جلب اعتماد آنها نیازمند صبر، راهنمایی صحیح و کسب تجربه است.
او در عین حال یکی از دغدغههای آینده خود را هزینه بالای تجهیزات پزشکی میداند و میگوید تجهیز یک مطب شخصی با توجه به قیمت بالای دستگاههای تخصصی، چالشی جدی برای پزشکان جوان است.
میرزاپور نیز از سوی دیگر از جامعه میخواهد شرایط پزشکان را نیز ببیند.
«ما مقابل مردم نیستیم؛ ما هم بخشی از همین مردم هستیم و با وجود تمام سختیها، هدفمان کمک به آنهاست.»
امیدی که هنوز باقی است
در نهایت، شاید تمام مسیر دشوار پزشکی را بتوان در یک نقطه خلاصه کرد؛ لحظهای که بیماری با اضطراب وارد بیمارستان میشود و با اعتماد، خود را به دست پزشک میسپارد.
میرزاپور میگوید با تمام مشکلات، وقتی وارد بیمارستان میشود و بیماری را میبیند که به او اعتماد کرده، بسیاری از دغدغهها برای لحظهای به حاشیه میروند.
باباپور نیز آرزوی خود را روشن بیان میکند؛ اینکه بهعنوان یک چشمپزشک متخصص بتواند صادقانه به مردم شهرش خدمت کند و البته امیدوار است مردم کمتر گذرشان به مطب پزشکان بیفتد.
روز پزشک تنها فرصتی برای تبریک گفتن به صاحبان روپوش سفید نیست؛ شاید فرصتی است برای دیدن انسانهایی که پشت این روپوش ایستادهاند؛ انسانهایی که خسته میشوند، نگران میشوند، گاهی به ادامه مسیر شک میکنند، اما در نهایت دوباره به بیمارستان بازمیگردند.
به امید روزی که هم پزشکان فرصت بیشتری برای درمان داشته باشند و هم بیماران با آرامش و اعتماد بیشتری مسیر درمان را طی کنند.
روز پزشک بر تمامی پزشکان و بهویژه پزشکانی که در دشوارترین شرایط، مسئولیت و دلسوزی را کنار نمیگذارند، مبارک.

