مطالعه جدید: مدیتیشن «مهربانی محبتآمیز» تنهایی را کاهش میدهد، اما همدلی را افزایش نمیدهد
به گزارش آذرنگارنده: نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که مدیتیشن «مهربانی محبتآمیز» (Loving Kindness Meditation) اگرچه میتواند احساس تنهایی را کاهش دهد، اما این اثر از طریق افزایش همدلی رخ نمیدهد. این یافتهها در نشریه علمی Social Cognitive and Affective Neuroscience منتشر شده است. تنهایی یکی از تجربههای رایج انسانی است که زمانی […]
به گزارش آذرنگارنده:
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که مدیتیشن «مهربانی محبتآمیز» (Loving Kindness Meditation) اگرچه میتواند احساس تنهایی را کاهش دهد، اما این اثر از طریق افزایش همدلی رخ نمیدهد. این یافتهها در نشریه علمی Social Cognitive and Affective Neuroscience منتشر شده است.
تنهایی یکی از تجربههای رایج انسانی است که زمانی رخ میدهد که فرد احساس کند روابط اجتماعی او کمتر، ضعیفتر یا کمرضایتتر از آن چیزی است که انتظار دارد. این مفهوم با «انزوای اجتماعی» تفاوت دارد؛ زیرا ممکن است فرد در میان جمع باشد اما همچنان احساس تنهایی کند.
پژوهشگران به سرپرستی «مارلا درسل» با هدف بررسی تأثیر مدیتیشن مهربانی محبتآمیز بر کاهش تنهایی و افزایش ارتباط اجتماعی، مطالعهای روی ۱۰۸ بزرگسال ساکن واشنگتن انجام دادند. میانگین سنی شرکتکنندگان ۴۰ سال بود و ۶۰ درصد آنها را زنان تشکیل میدادند.
شرکتکنندگان به دو گروه تقسیم شدند. گروه نخست در یک دوره چهار هفتهای مدیتیشن مهربانی محبتآمیز شرکت کرد و گروه دوم برنامه «آرامسازی تدریجی عضلات» را بهعنوان گروه کنترل انجام داد. هر دو برنامه شامل ۲۴ جلسه ۱۵ دقیقهای بودند که بهصورت آنلاین ارائه شدند.
مدیتیشن مهربانی محبتآمیز روشی ذهنآگاهی است که در آن افراد بهطور آگاهانه احساسات مثبت، محبت، شفقت و آرزوهای خیرخواهانه را نسبت به خود و دیگران پرورش میدهند. پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که این روش میتواند رفتارهای کمککننده و سخاوتمندانه را تقویت کند.
نتایج این مطالعه نشان داد هر دو مداخله به کاهش احساس تنهایی منجر شدند، اما هیچیک تأثیر معناداری بر میزان همدلی شرکتکنندگان نداشتند. به این ترتیب، فرضیه پژوهشگران مبنی بر اینکه مدیتیشن مهربانی محبتآمیز از طریق افزایش همدلی باعث کاهش تنهایی میشود، تأیید نشد.
در بخش دیگری از این پژوهش، ۵۴ نفر از شرکتکنندگان تحت تصویربرداری عملکردی مغز (fMRI) قرار گرفتند. بررسی فعالیت مغزی آنها هنگام مشاهده درد دیگران نشان داد که افراد تنها، از نظر واکنشهای عصبی مرتبط با همدلی تفاوتی با سایر افراد ندارند.
با این حال، افرادی که احساس تنهایی بیشتری داشتند، در ارزیابیهای شخصی خود، میزان همدلی کمتری را گزارش کردند. به بیان دیگر، واکنشهای زیستی و عصبی آنها نسبت به درد دیگران طبیعی بود، اما خودشان تصور میکردند افراد کمهمدلتری هستند.
پژوهشگران در جمعبندی نتایج اعلام کردند که افراد تنها توانایی همدلی با دیگران را حفظ میکنند، اما برداشت ذهنی آنها از میزان همدلیشان کمتر است. به اعتقاد آنها، طراحی مداخلات روانشناختی که بر اصلاح الگوهای شناختی و ادراکات اجتماعی نادرست تمرکز داشته باشند، میتواند به کاهش تنهایی کمک کند.
با این حال، محققان تأکید کردند که نتایج این مطالعه باید با احتیاط تفسیر شود؛ زیرا ارزیابی تنهایی بر اساس گزارش شخصی افراد انجام شده و آگاهی شرکتکنندگان از هدف پژوهش ممکن است بر پاسخهای آنها تأثیر گذاشته باشد.

