گفتوگو با سحر بصیریان، روانشناس بالینی و رواندرمانگر/ وسواس فکری ـ عملی چیست و چگونه درمان میشود؟
سحر بصیریان، روانشناس و رواندرمانگر بالینی، دارای کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی و کارشناسی روانشناسی عمومی، با شماره نظام ۳۹۰۶۶ است. او مؤسس خانه روانشناسی مهان و فعال در تبریز و تهران بوده و در حوزه رواندرمانی فردی بزرگسال با رویکرد روانکاوی بالینی و ISTDP فعالیت میکند. درمان افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، اختلالات […]
سحر بصیریان، روانشناس و رواندرمانگر بالینی، دارای کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی و کارشناسی روانشناسی عمومی، با شماره نظام ۳۹۰۶۶ است. او مؤسس خانه روانشناسی مهان و فعال در تبریز و تهران بوده و در حوزه رواندرمانی فردی بزرگسال با رویکرد روانکاوی بالینی و ISTDP فعالیت میکند. درمان افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، اختلالات شخصیت و مشکلات سایکوسوماتیک از جمله زمینههای تخصصی اوست. وی همچنین در برگزاری کارگاههای آموزشی، گروهدرمانی، کتابدرمانی و اجرای آزمونهای تخصصی روانشناسی سابقه فعالیت دارد.
خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید.
سحر بصیریان، روانشناس بالینی و رواندرمانگر تحلیلی در حوزه بزرگسال هستم. در تبریز و تهران فعالیت داشتهام و حوزه کاری من رواندرمانی فردی بزرگسال با رویکرد روانکاوی بالینی و ISTDP است. در زمینه درمان افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، اختلالات شخصیت و مشکلات سایکوسوماتیک فعالیت میکنم و در برگزاری کارگاههای آموزشی، گروهدرمانی، کتابدرمانی و اجرای آزمونهای تخصصی روانشناسی نیز سابقه دارم.
اختلال وسواس فکری ـ عملی یا OCD دقیقاً چیست؟
وسواس اختلالی است که در آن فرد بهطور مکرر درگیر یک فکر یا فعالیت میشود؛ بهگونهای که نمیتواند بهراحتی این چرخه را متوقف کند. معمولاً فرد وارد یک چرخه معیوب میشود: اضطراب بالا میرود، ذهن روی موضوع خاصی متمرکز میشود و فرد برای کاهش این اضطراب یا به فکر کردن مداوم ادامه میدهد یا رفتارهایی مانند چککردن، شستوشو و اطمینانخواهی انجام میدهد.
این رفتارها ممکن است برای مدت کوتاهی اضطراب را کاهش دهند، اما دوباره چرخه تکرار میشود و به همین دلیل به آن چرخه وسواس میگوییم.
این رفتارها ممکن است برای مدت کوتاهی اضطراب را کاهش دهند، اما دوباره چرخه تکرار میشود و به همین دلیل به آن چرخه وسواس میگوییم.
شایعترین انواع وسواس در جامعه ایران کداماند؟ آیا تفاوتی بین شهرها و فرهنگهای مختلف دیده میشود؟
بله، محتوای وسواس میتواند تحت تأثیر فرهنگ و محیط قرار بگیرد. برای مثال، در مراجعانی که در تبریز میبینم، وسواسهای مرتبط با شستوشو، پاکیزگی و نجاست نسبتاً شایع هستند. در تهران، بیشتر با وسواسهایی در زمینه نگرانی درباره بیماریها یا رسیدگی بیش از حد به ظاهر مواجه میشوم.
در واقع، ساختار اصلی اختلال وسواس میتواند مشابه باشد، اما محتوای وسواس تحت تأثیر فرهنگ، محیط، باورها و تجربههای فردی تغییر میکند.
آیا وسواس قابل درمان است؟ بله. وسواس از جمله اختلالاتی است که به درمان پاسخ میدهد. البته درمان آن معمولاً نیازمند یک رویکرد ترکیبی است. وسواس یک زمینه ژنتیکی قابل توجه دارد و به همین دلیل در بسیاری از موارد، مداخلات دارویی نیز در کنار رواندرمانی مورد استفاده قرار میگیرند.
بسته به شرایط فرد، ممکن است از دارودرمانی، رواندرمانی و در برخی موارد و طیفهای خاص، روشهایی مانند نوروفیدبک، tDCS یا rTMS نیز استفاده شود.
یکی از مشکلاتی که در درمان وسواس با آن مواجهیم این است که بسیاری از افراد با فاصله زیادی از شروع علائم به درمان مراجعه میکنند. گاهی پنج تا هفت سال از شروع مشکل میگذرد تا فرد به متخصص مراجعه کند. بعضی افراد نیز در ابتدا وسواس را انکار میکنند یا رفتارهای خود را با عباراتی مانند «من خیلی مسئولیتپذیرم»، «من آدم دقیقی هستم» یا «من زیاد فکر میکنم» توجیه میکنند. در نتیجه، زمانی مراجعه میکنند که الگوهای وسواسی ریشهدارتر شدهاند. وسواس فکری و وسواس عملی چه تفاوتی با هم دارند؟ آیا ممکن است فرد فقط یکی از این دو را تجربه کند؟ بله، ممکن است فرد فقط علائم وسواس فکری یا فقط علائم وسواس عملی داشته باشد، اما در بسیاری از مراجعان هر دو نوع علائم دیده میشود.
وسواس فکری زمانی است که افکار ناخواسته و تکرارشونده به شکل مداوم وارد ذهن میشوند و فرد نمیتواند بهراحتی آنها را متوقف کند. البته باید بین «زیاد فکر کردن» و وسواس فکری تفاوت قائل شد.
اگر فردی ساعتها درگیر یک موضوع مشخص باشد و این درگیری ذهنی عملکرد روزمره او را مختل کند، نتواند به کارهایش برسد و احساس کند نمیتواند ذهنش را از آن موضوع جدا کند، باید احتمال وسواس را جدی گرفت.
در وسواس عملی نیز فرد برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی، رفتارهای تکراری انجام میدهد؛ مانند شستوشوی مکرر، چککردن چندباره یا انجام دادن یک رفتار با تعداد و ترتیب خاص. چه عواملی در ایجاد یا تشدید وسواس نقش دارند؛ ژنتیک، محیط، استرس یا تربیت؟
ژنتیک نقش مهمی دارد. معمولاً در افراد مبتلا به وسواس، یک زمینه ژنتیکی وجود دارد که میتواند تحت تأثیر عوامل محیطی و اضطراب فعالتر شود.
از طرف دیگر، یادگیری مشاهدهای در خانواده نیز اهمیت دارد. کودک ممکن است برخی رفتارها و آیینهای وسواسی را از والدین خود یاد بگیرد.
در واقع، ساختار اصلی اختلال وسواس میتواند مشابه باشد، اما محتوای وسواس تحت تأثیر فرهنگ، محیط، باورها و تجربههای فردی تغییر میکند.
آیا وسواس قابل درمان است؟ بله. وسواس از جمله اختلالاتی است که به درمان پاسخ میدهد. البته درمان آن معمولاً نیازمند یک رویکرد ترکیبی است. وسواس یک زمینه ژنتیکی قابل توجه دارد و به همین دلیل در بسیاری از موارد، مداخلات دارویی نیز در کنار رواندرمانی مورد استفاده قرار میگیرند.
بسته به شرایط فرد، ممکن است از دارودرمانی، رواندرمانی و در برخی موارد و طیفهای خاص، روشهایی مانند نوروفیدبک، tDCS یا rTMS نیز استفاده شود.
یکی از مشکلاتی که در درمان وسواس با آن مواجهیم این است که بسیاری از افراد با فاصله زیادی از شروع علائم به درمان مراجعه میکنند. گاهی پنج تا هفت سال از شروع مشکل میگذرد تا فرد به متخصص مراجعه کند. بعضی افراد نیز در ابتدا وسواس را انکار میکنند یا رفتارهای خود را با عباراتی مانند «من خیلی مسئولیتپذیرم»، «من آدم دقیقی هستم» یا «من زیاد فکر میکنم» توجیه میکنند. در نتیجه، زمانی مراجعه میکنند که الگوهای وسواسی ریشهدارتر شدهاند. وسواس فکری و وسواس عملی چه تفاوتی با هم دارند؟ آیا ممکن است فرد فقط یکی از این دو را تجربه کند؟ بله، ممکن است فرد فقط علائم وسواس فکری یا فقط علائم وسواس عملی داشته باشد، اما در بسیاری از مراجعان هر دو نوع علائم دیده میشود.
وسواس فکری زمانی است که افکار ناخواسته و تکرارشونده به شکل مداوم وارد ذهن میشوند و فرد نمیتواند بهراحتی آنها را متوقف کند. البته باید بین «زیاد فکر کردن» و وسواس فکری تفاوت قائل شد.
اگر فردی ساعتها درگیر یک موضوع مشخص باشد و این درگیری ذهنی عملکرد روزمره او را مختل کند، نتواند به کارهایش برسد و احساس کند نمیتواند ذهنش را از آن موضوع جدا کند، باید احتمال وسواس را جدی گرفت.
در وسواس عملی نیز فرد برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی، رفتارهای تکراری انجام میدهد؛ مانند شستوشوی مکرر، چککردن چندباره یا انجام دادن یک رفتار با تعداد و ترتیب خاص. چه عواملی در ایجاد یا تشدید وسواس نقش دارند؛ ژنتیک، محیط، استرس یا تربیت؟
ژنتیک نقش مهمی دارد. معمولاً در افراد مبتلا به وسواس، یک زمینه ژنتیکی وجود دارد که میتواند تحت تأثیر عوامل محیطی و اضطراب فعالتر شود.
از طرف دیگر، یادگیری مشاهدهای در خانواده نیز اهمیت دارد. کودک ممکن است برخی رفتارها و آیینهای وسواسی را از والدین خود یاد بگیرد.
برای مثال، ممکن است فرد قبل از غذا دستهایش را چند بار و با تعداد مشخصی بشوید، هنگام حمام کردن حتماً مراحل مشخصی را چند بار تکرار کند، هنگام خروج از خانه چند بار گاز یا در را چک کند یا برای راه رفتن روی خطوط کاشی حساسیت خاصی داشته باشد.
این الگوها ممکن است هم از طریق یادگیری در خانواده شکل بگیرند و هم در فردی که زمینه ژنتیکی دارد، با افزایش اضطرابهای محیطی فعال شوند.
آیا بین وسواس و اختلالاتی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلالات شخصیت ارتباطی وجود دارد؟
بین وسواس و برخی اختلالات دیگر ارتباط وجود دارد. افزایش اضطراب میتواند علائم وسواس را تشدید کند و افسردگی نیز میتواند وضعیت فرد را پیچیدهتر کند.
بهطور کلی، هر اختلالی که بهموقع شناسایی و درمان نشود، میتواند شرایط روانی فرد را دشوارتر کند و در فردی که زمینه ابتلا به وسواس را دارد، به تشدید علائم منجر شود.
البته اختلالات شخصیت موضوع جداگانهای هستند و نباید آنها را با اختلالات بالینی مانند وسواس یکی دانست. درمان وسواس معمولاً چقدر طول میکشد؟ آیا بعد از درمان امکان بازگشت وجود دارد؟ درمان وسواس معمولاً یک فرایند طولانیمدت است. در بسیاری از موارد، حداقل یک سال زمان نیاز داریم و بسته به شدت و قدمت اختلال ممکن است درمان یک تا دو سال ادامه پیدا کند. درمان معمولاً شامل رواندرمانی منظم و در صورت نیاز دارودرمانی است. هرچه وسواس مدت بیشتری ادامه پیدا کرده باشد، الگوهای آن تثبیتشدهتر میشوند و درمان میتواند دشوارتر باشد.
همچنین باید توجه داشت که وسواس میتواند عود داشته باشد؛ بهخصوص اگر فرد دارو را بهصورت ناگهانی قطع کند، جلسات درمانی را ناگهانی متوقف کند یا فاصله جلسات را بدون نظر درمانگر افزایش دهد. افزایش شدید اضطرابهای محیطی نیز میتواند احتمال بازگشت علائم را بالا ببرد.
بنابراین هدف درمان فقط کاهش موقت علائم نیست؛ بلکه فرد باید مهارت مدیریت وسواس و پیشگیری از عود را نیز یاد بگیرد. چه زمانی ترکیب دارو و رواندرمانی ضروری میشود؟ چه زمانی روانشناس بهتنهایی نمیتواند با رواندرمانی پیش برود؟
بهطور کلی، هر اختلالی که بهموقع شناسایی و درمان نشود، میتواند شرایط روانی فرد را دشوارتر کند و در فردی که زمینه ابتلا به وسواس را دارد، به تشدید علائم منجر شود.
البته اختلالات شخصیت موضوع جداگانهای هستند و نباید آنها را با اختلالات بالینی مانند وسواس یکی دانست. درمان وسواس معمولاً چقدر طول میکشد؟ آیا بعد از درمان امکان بازگشت وجود دارد؟ درمان وسواس معمولاً یک فرایند طولانیمدت است. در بسیاری از موارد، حداقل یک سال زمان نیاز داریم و بسته به شدت و قدمت اختلال ممکن است درمان یک تا دو سال ادامه پیدا کند. درمان معمولاً شامل رواندرمانی منظم و در صورت نیاز دارودرمانی است. هرچه وسواس مدت بیشتری ادامه پیدا کرده باشد، الگوهای آن تثبیتشدهتر میشوند و درمان میتواند دشوارتر باشد.
همچنین باید توجه داشت که وسواس میتواند عود داشته باشد؛ بهخصوص اگر فرد دارو را بهصورت ناگهانی قطع کند، جلسات درمانی را ناگهانی متوقف کند یا فاصله جلسات را بدون نظر درمانگر افزایش دهد. افزایش شدید اضطرابهای محیطی نیز میتواند احتمال بازگشت علائم را بالا ببرد.
بنابراین هدف درمان فقط کاهش موقت علائم نیست؛ بلکه فرد باید مهارت مدیریت وسواس و پیشگیری از عود را نیز یاد بگیرد. چه زمانی ترکیب دارو و رواندرمانی ضروری میشود؟ چه زمانی روانشناس بهتنهایی نمیتواند با رواندرمانی پیش برود؟
در مواردی که اضطراب فرد بسیار شدید است و حتی نمیتواند فرایند رواندرمانی را تحمل کند، ممکن است نیاز باشد ابتدا با کمک روانپزشک و دارودرمانی، شدت اضطراب کاهش پیدا کند.
برای مثال، ممکن است فرد یک جلسه در درمان حاضر شود اما به دلیل اضطراب شدید، جلسه بعد نتواند مراجعه کند. در چنین شرایطی، گاهی لازم است ابتدا با دارودرمانی شدت اضطراب کنترل شود و پس از گذشت مدتی، رواندرمانی با شرایط مناسبتری ادامه پیدا کند.
هدف این است که فرد بتواند فرایند درمان را تحمل و پیگیری کند. فردی که به وسواس مشکوک است، اولین گام عملی برای درمان چیست؟ اولین قدم، ارزیابی و تشخیص درست توسط متخصص است. یکی از مشکلاتی که در مراجعان مبتلا به وسواس میبینم، خودِ وسواس در انتخاب درمانگر و روانپزشک است.
فرد مدام با خودش فکر میکند: «آیا این درمان واقعاً جواب میدهد؟»، «آیا خوب میشوم؟»، «آیا هزینه و زمانی که میگذارم نتیجه خواهد داد؟»
به همین دلیل ممکن است بعد از یک جلسه، درمانگر را ارزیابی کند و اگر احساس کند نتیجه فوری نگرفته است، سراغ فرد دیگری برود. بعضی مراجعان سالها بین درمانگران و پزشکان مختلف جابهجا میشوند، بدون اینکه به یک فرایند درمانی فرصت کافی بدهند.
یکی از چالشهای مهم در درمان این است که فرد بتواند پس از انتخاب متخصص مناسب، درمان را به اندازه کافی ادامه دهد و بر اساس یک جلسه یا حال لحظهای درباره مؤثر بودن یا نبودن درمان تصمیم نگیرد. بعد از شروع درمان، در چه شرایطی لازم است فرد سریعتر به روانپزشک مراجعه کند؟ در مواردی که شدت اضطراب و هجوم افکار بسیار زیاد است و فرد احساس میکند ذهنش دیگر توان تحمل این حجم از افکار را ندارد، بهتر است ارزیابی روانپزشکی نیز انجام شود.
برای مثال، بعضی افراد مبتلا به وسواس فکری احساس میکنند ذهنشان بهشدت تحت فشار است و نمیتوانند از هجوم افکار خارج شوند. در چنین شرایطی، ترکیب روانپزشکی و رواندرمانی میتواند به روند درمان کمک کند.
خانوادهها برای پیشگیری از شکلگیری یا تشدید وسواس در کودکان چه نکاتی را باید رعایت کنند؟
یکی از موضوعات مهم، پرهیز از کنترلگری بیش از حد است.
گاهی والدین، بهخصوص در سالهای ابتدایی زندگی کودک، به دلیل نگرانی از بیماری، کثیف شدن یا آسیب دیدن او، اجازه نمیدهند کودک محیط را به اندازه کافی تجربه و کشف کند.
کودک میخواهد غذا بخورد و دستهایش را کثیف کند، در گل راه برود، با رنگ بازی کند یا زیر باران قدم بزند؛ اما والدین ممکن است دائماً به او بگویند: «این کار را نکن، کثیف میشوی»، «مریض میشوی»، «دست نزن» یا «مراقب باش».
اگر این کنترل دائماً تکرار شود، کودک بهجای اینکه تجربه مستقیم و طبیعی از محیط داشته باشد، ممکن است بهتدریج یاد بگیرد قبل از هر کاری آن را بیش از حد ارزیابی کند: «این کار را بکنم یا نکنم؟»، «اگر این کار را انجام بدهم چه اتفاقی میافتد؟»
در نتیجه، بخشی از تجربه طبیعی کودک میتواند جای خود را به نگرانی و ارزیابی مداوم بدهد.
توصیه من به والدین این است که در سالهای ابتدایی زندگی، کمی با کثیفکاریها و تجربههای طبیعی کودک کنار بیایند و اجازه بدهند کودک محیط را کشف کند، تجربه کند و ترجیحاتش را بشناسد. قرار نیست کودک همیشه در یک محیط کاملاً کنترلشده و بدون هیچ ریسکی بزرگ شود.
کودک باید فرصت داشته باشد زبان محیط را از طریق تجربه یاد بگیرد؛ البته این به معنی نادیده گرفتن خطرهای واقعی نیست، بلکه منظور این است که کنترل و نگرانی والدین نباید جای تجربه طبیعی کودک را بگیرد.
در نهایت، هدف این است که کودک بتواند بین یک خطر واقعی و یک نگرانی ذهنی تفاوت قائل شود و زندگی خود را صرفاً بر اساس ترس و اجتناب تنظیم نکند.
منبع خبر «Raz» است و پایگاه خبری آذرنگارنده در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 15531 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری آذرنگارنده مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
برچسب های :
نظرات و تجربیات شما لغو پاسخ
قیمت لحظه ای ارز و طلا
ریال

