تابآوری برای زندگی
به گزارش پیام ما: مردم نه شروعکننده جنگاند و نه قدرت پایان دادن به آن را دارند. در این شرایط تنها چیزی که کمی میتواند روان ما مردم را آرام کند، احساس کنترل هرچند اندک بر زندگیمان است. اینکه با کارهای کوچک مانند تعیین نقطه امن خانه، تنظیم خواب و یا برگشتن به کار و […]
به گزارش پیام ما:
مردم نه شروعکننده جنگاند و نه قدرت پایان دادن به آن را دارند. در این شرایط تنها چیزی که کمی میتواند روان ما مردم را آرام کند، احساس کنترل هرچند اندک بر زندگیمان است. اینکه با کارهای کوچک مانند تعیین نقطه امن خانه، تنظیم خواب و یا برگشتن به کار و فعالیت، به چنین کنترلی دست یابیم. اینها را «امیرحسین جلالی ندوشن» روانپزشک به «پیام ما» میگوید؛ آنهم در شرایطی که بیش از دو هفته از قطعی اینترنت میگذرد و هیچ راه ارتباطیای با جهان نداریم و حالا مدام از خود زخم خوردهمان میپرسیم آیا کسی در جهان میداند ما زیر بمباران چه میکشیم و چطور صدایمان از دست رفته است؟
آقای جلالی شما چندین روز ابتدایی جنگ را در تهران بودید، وضعیت خودتان و مردمی که دیدید را چطور ارزیابی میکنید؟
هر نقطه از کشور، هر خانه و شهروند و زیرساخت و نمادی که تخریب شود، غم بیپایانی برای مردم است. جنگ بهصورت کلی عرصه انسجام ملی است و در جنگ دوازدهروزه هم این فضا وجود داشت، اما حالا شرایط کمی متفاوت است. شهروندان معنای جنگ برایشان متفاوت شده و دوقطبیهای موجود میان مردم داخل با یکدیگر و ایرانیهای خارجنشین، فضا را برای همه ناشناخته و سخت کرده است؛ روان افراد از همینجا نشانه گرفته میشود. مردم در کشور حالا هم ترس جنگ با دشمن خارجی را دارند و هم نگران وضعیت داخل و تنشهای داخلی هستند. این اختلافات، روح یگانگی ملی ما را نشانه گرفته و روان همه را آسیبپذیرتر کرده است. این شامل همه افراد میشود و آنچه در آن روزها بیشازپیش مشهود بود، چنین وضعیتی است.
پس از جنگ دوازدهروزه آیا پژوهشی درباره وضعیت سلامت روان و افزایش بیماریهای مرتبط با آن انجام گرفت؟
خیر. بعد از آن دوران پژوهش و تحقیق مستقلی نداشتیم، اما در گذشته دو موج پیمایش سلامت روان انجام گرفته بود و آسیبپذیریهای جامعه ایران مشخص شده بود. جنگ هم بیشک جامعه را ضعیف میکند، حتی اگر آمار پژوهشی دقیق دربارهاش موجود نباشد.
جامعه ایران پیش از جنگ دوازدهروزه هم تابآوری کمی داشت و زیر ضربهها و تروماهای گسترده اجتماعی و اقتصادی توانش را از دست داده بود. بعد از جنگ، هم تعداد مراجعان به روانپزشکان و رواندرمانگران افزایش یافت و هم بیماران قبلی با علائم جدید و پیچیدهتری روبهرو شدند. آنها دچار افسردگی و بیانگیزگی گسترده بودند؛ هرچند در لحظه، شاهد حملات عصبی نمیشدند، اما این تروماها آثار عمیقتر و طولانیمدتتری بر آنها داشت که حالا در شرایط فعلی با بههمریختگی جنگی بدتر شده است.
کسبوکار افراد مختل شده، اینترنت قطع و آینده مبهم است. این شرایط در ماههای گذشته، مانند دی، هم وجود داشت و حالا تشدید یافته است. این قطعیها با روان افراد جامعه چه میکند؟
متأسفانه این وضعیت در سال جاری دو بار تکرار شد، هم در جنگ دوازدهروزه و هم در اعتراضات دیماه. جامعه از نظر روانی با این حجم از فشار چطور باید کنار بیاید؟ حالا هم که در ابتدای اسفند که ماه مهمی برای کسبوکار ایرانیهاست، شاهد این جنگ و قطعی دوباره اینترنت هستیم. این ماه برای همه مردم مهم است و برای بازار بیشتر، ولی آنچه میبینیم بیتوجهی به این خواست عمومی در شرایط بحران است که خود میتواند بحران فزایندهای به بار بیاورد.
نکته دیگر مورد قضاوت قرار گرفتن افرادی است که در این بحرانها مشغول به کارند. بسیاری از آنها که مشغولاند، خود نیز عذاب وجدان دارند. این فضا هم جامعه را دچار دودستگی و مشکل کرده.
ببینید در شرایط بحران متراکم معمولاً این پرسش مطرح میشود که کار ما چه فایدهای دارد؟ آیا باید کار کنیم یا دست از کار بکشیم؟ در شرایط بحرانی انتخابها محدود است. ممکن است افراد نخواهند سر کار بروند، اما مگر چارهای دارند؟ معیشت چه میشود؟ علاوهبرآن، حضور بر سر کار و انجام آن از منظر روانی برای جامعه اهمیت دارد و این سیگنال را منتقل میکند که ما هنوز زندهایم، جامعه زنده است. بنابراین، انجام فعالیت و کار روزمره از این منظر اهمیت بیشتری دارد.
وضعیت روان کادر درمان و رواندرمانگران را در حال حاضر چطور ارزیابی میکنید؟
آنها حق انتخاب برای تعطیلی کارشان ندارند و نگرانی از موج انفجار و تخریب حتی در شرایط فعلی برای آنها هم بالاست. آنها با مشکلات گستردهای دستوپنجه نرم میکنند، اما مهمترین کاری که باید انجام دهند، افزایش تابآوری و تلاش برای زنده ماندن است.
از زمان کرونا سامانه ۴۰۳۰ برای دوران بحران عمومی راهاندازی شد و رواندرمانگران پاسخگوی مردم آسیبدیده بودند. در حال حاضر ۱۴۸۰ بهزیستی هم برای مشاوره فعال است. نظرتان درباره فعالیت این سامانهها چیست؟
این شماره تماسها به شرط آنکه بهسرعت به مشاوران متصل شوند، یکی از بهترین خدمات ارائهشده در زمان بحران است. مشاوران این مراکز پس از سالها فعالیت در بحرانهای عمومی تجربیات خوبی دارند و میتوانند تلفنی مشکلات بسیاری را حل کنند. از طرفی، برای افراد مستأصل و خسته در این شرایط صحبت با فرد آگاه حتماً کمککننده خواهد بود. تاکنون برآوردها هم نشان از نتایج خوب این تماسها دارد.
راهکارهایتان برای بهبود شرایط روان در روزهای متشنج جنگی چیست؟
مردم اگر امکان حضور در نقاط امنتر و آرامتر را دارند، از خود مضایقه نکنند. اگر در شهرهایی با انفجار زیاد هستند، حتماً برای خود نقطه امن تعیین کنند. انتخاب بخشی از خانه که امنیت بیشتر دارد، احساس قدرت کنترل بر شرایط را به فرد میدهد و همین میتواند کمی آرامش روانی بهدنبال داشته باشد.
نکته مهم دیگر در شرایط بحرانی، بههمریختگی شرایط خواب است. حتماً در نقطه امن خانه وسایل راحت برای خواب ایجاد کنند. چک نکردن مدام اخبار و کانالهای خبری مختلف هم مهم است. نباید فراموش کنیم که ما نه شروعکننده جنگ هستیم و نه پایاندهنده آن، بنابراین در میانه این بحران باید احساس کنترل شرایط را به دست آوریم و با کارهای کوچک، کمی امنیت روانی برای خودمان فراهم کنیم تا از این گردنه سخت بگذریم.

