روایت هنرمندی که کم بینایی را به نغمه و شعر بدل کرد
روایت هنرمندی که کم بینایی را به نغمه و شعر بدل کرد در جهانی که نور، راهنمای چشمان بسیاری است، او در تاریکی ظاهری خویش روشنایی دیگری یافته است؛ روشناییای از جنس صدا، لمس، و ارتعاش روح. برای او کم بینایی نه سایهای بر مسیر، بلکه درگاهیست به سوی شنیدنِ ژرفتر، حسکردنِ نابتر و […]
روایت هنرمندی که کم بینایی را به نغمه و شعر بدل کرد
در جهانی که نور، راهنمای چشمان بسیاری است، او در تاریکی ظاهری خویش روشنایی دیگری یافته است؛ روشناییای از جنس صدا، لمس، و ارتعاش روح. برای او کم بینایی نه سایهای بر مسیر، بلکه درگاهیست به سوی شنیدنِ ژرفتر، حسکردنِ نابتر و آفرینش موسیقایی که در آن دل، چشمِ دوم میشود.
او هنرمندی است که ساز را با انگشتانی مینوازد که به جای نگاه، از گرمای احساس فرمان میگیرند. صدای هر نت برایش تصویریست نادیده اما روشن؛ جهانی که با شنیدن جان میگیرد و با خواندن وسعت مییابد.
ساعتی را با این هنرمند روشندل، شهرام فرجی، گذراندی. وی متولد ۱۳۵۷ در تبریز، با فوقلیسانس مهندسی شیمی و کارمند رسمی شرکت نفت، که سالهاست در پتروشیمی تبریز مشغول به کار است و خود همواره میگوید: خسته نباشید و خدا قوت به تمام همکارانم از رده پایین تا رده بالا؛ اما ورای همه اینها، روح او در گستره موسیقی خانه دارد.
از ارگ نوجوانی تا خاموشی ناگزیر پیانو
شکوفههای نخستین هنر او در نوجوانی، با ساز ارگ جوانه زد؛ زمانی که پدرش ـ که مشوق اصلی او و خواهر و برادرش بود ـ آنان را به کلاس موسیقی فرستاد. فرجی شش سال تمام با پشتوانه پدر و شوق درونیاش، کلیدهای ارگ را به نغمه بدل کرد.
اما مسیر زندگی او را به سوی درس و دانشگاه برد و فاصلهای ناخواسته میان او و ساز افتاد؛ هرچند این فاصله هرگز شعله علاقهاش را خاموش نکرد.
او که دوباره سودای موسیقی در سر داشت، این بار پیانو را برگزید؛ اما بیماری RP آرام آرام قسمتی از بیناییاش را ربود و پیانو ـ سازی که با دو دست معنا مییابد ـ از دسترسش دور شد. ناتوانی در نوازندگی با یک دست، او را ناچار به سکوتی چندساله برد؛ سکوتی دهساله که در دلش اما هزاران نغمه پنهان مانده بود.
بازگشت دوباره؛ این بار با گیتار
سرانجام دوستی صمیمی، جرقه بازگشت را در او روشن کرد. با اصرار و دلگرمی آن دوست، فرجی با گیتار آشنا شد؛ سازی که از همان نخستین لمس، با او آشتی کرد. اکنون بیش از چهار سال است که در مسیر آموختن آن قدم میزند و تمرینها را زیر نظر استادان برجسته ادامه میدهد؛ گویی سکوتِ سالیان، اینبار به آوایی رساتر بدل شده است.
آواهایی که از پدر به ارث رسید
خوانندگی برای فرجی، ریشه در صدای مردی دارد که ستون خانه بود: پدرش. افسر نیروی هوایی و شاغل در رادار تبریز، که قرآن را با صوت میخواند و اشعار ترکی را زمزمه میکرد. همان زمزمهها، نخستین نسیمهای آواز را بر جان او وزاند.
ابتدا در جمعهای دوستانه، ترانهها و تصنیفها را به زبانهای فارسی و ترکی میخواند؛ ساده، بیتکلف و از سر عشق. دوستانش که همیشه حامیاش بودند، او را به کلاسهای آواز فرستادند و اینگونه بود که صدای او در مسیر حرفهایتری افتاد.
اکنون، در کنار استاد نامدار، موزیسین و رهبر ارکستر جواد آبراهان، اجراهای موفق و دلنشینی داشته است؛ اجراهایی که با وجود دشواریها، همواره از عمق روحش برخاستهاند.
هنر از نگاه او؛ سلیقهای که جهان را میسازد
فرجی موسیقی را نه یک مهارت، بلکه یک کیفیت میداند؛ چیزی از جنس احساس، که با سلیقه و دل مخاطب معنا پیدا میکند. به باور او، در هنر، گاهی نظر مردم عادی حتی مهمتر از داوری متخصصان است؛ زیرا هنر آمده است تا دلها را روشن کند، نه دفترها را.
راهی دشوار، اما قدمبهقدم روشن
او با صداقت از دشواریهای مسیرش میگوید؛ از رفتوآمدهای سخت یک فرد کمبینا به کلاسهای صداسازی و نوازندگی؛ از پیچیدگی خواندن نتها و فهمیدن جزئیاتی که معمولاً با تصویر توضیح داده میشود.
با این همه، تلاش کرده است خود را با هر سختی در مسیر نوازندگی و خوانندگی سازگار کند؛ چرا که موسیقی برایش مقصد نیست، بلکه ادامه راه زندگیست.
سخنی با عاشقان هنر
او به هنرجویان توصیه میکند: در مسیر هنر، همیشه کسانی هستند که براساس سلیقه خودشان توصیههایی میکنند که شاید دلسردکننده باشد. اما نباید اجازه داد حرفها، ریشه علاقه و استعداد انسان را بلرزاند.
آرزویی که آواز شد
شهرام فرجی با رویای داشتن قطعات اورجینال وارد دنیای خوانندگی شد.
اکنون سه آهنگ را با همکاری دو آهنگساز به پایان رسانده و آهنگ چهارم نیز در دست ساخت است. اهداف بیشتری در دل دارد، اما ترجیح میدهد پیش از رسیدن به آنها، سخنی نگوید؛ چرا که تحقق هر هدف، نغمهای تازه است.
قدردانی از همراهان
در پایان، با قلبی سرشار از سپاس، از تمام دوستان و همکارانی یاد میکند که او را در این مسیر دشوار اما زیبا همراهی کردهاند؛ و بهویژه نام های یونس ودادیمهر و شهرام اسدی را به عنوان نمایندهی تمامی آنان با احترام و مهر بر زبان میآورد.
به قلم راضیه وجودی سردبیر پایگاه خبری آذرنگارنده

