گفتوگو با مبینا سلمانپورزکی؛ روایت حضور و غیاب در قابهای یک عکاس جوان
عکاسی و گرافیک، تنها ابزار ثبت و آرایش تصویر نیستند؛ بلکه زبانهایی اثرگذار برای روایت واقعیت، انتقال اندیشه و ثبت حافظه جمعی به شمار میآیند. هنرمندان این عرصه با تلفیق نگاه خلاق، دانش فنی و حساسیت اجتماعی، میتوانند از یک قاب ساده یا طرحی گرافیکی، پیامی ماندگار و قابل تأمل خلق کنند. در گفتوگوی […]
عکاسی و گرافیک، تنها ابزار ثبت و آرایش تصویر نیستند؛ بلکه زبانهایی اثرگذار برای روایت واقعیت، انتقال اندیشه و ثبت حافظه جمعی به شمار میآیند. هنرمندان این عرصه با تلفیق نگاه خلاق، دانش فنی و حساسیت اجتماعی، میتوانند از یک قاب ساده یا طرحی گرافیکی، پیامی ماندگار و قابل تأمل خلق کنند.
در گفتوگوی پیشرو، با مبینا سلمانپورزکی، دانشجوی رشته عکاسی و هنرمند جوان این حوزه، همراه شدهایم تا از مسیر ورود او به عکاسی، تجربههای حرفهای، ایده نمایشگاه انفرادی، دغدغههای هنری و نگاهش به جایگاه تصویر در جامعه امروز بیشتر بدانیم.
_ ابتدا خودتان را معرفی کنید و از مسیر ورودتان به عکاسی بگویید.
_سلام، من مبینا سلمانپورزکی، ۲۲ ساله و دانشجوی رشته عکاسی هستم. پیش از ورود به دنیای عکاسی، در رشته گرافیک تحصیل کردهام و علاقهام به هنر، مسیرم را به سمت تجربه و شناخت بیشتر در حوزه عکاسی سوق داد.
حدود هشت سال است که عکاسی بخش مهمی از زندگی و مسیر هنریام شده است. در آغاز این مسیر، آموزشهایی را نزد استاد آیدین کنعانی گذراندم و پس از آن، با مطالعه، تمرین و تجربه شخصی، تلاش کردم نگاه خودم را در عکاسی پیدا کنم؛ نگاهی به لحظهها، آدمها و جزئیاتی که اغلب در شتاب زندگی، بیآنکه دیده شوند، از کنارشان عبور میکنیم.
در ادامه مسیر هنریام، افتخار شاگردی استاد کریم متقی را نیز داشتهام و بخشی از تجربیات و آموختههایم حاصل حضور در کلاسهای ایشان و نگاه و آموزشهایشان بوده است.
نخستین نمایشگاه انفرادیام را در دیماه برگزار کردم و در نظر دارم دو نمایشگاه انفرادی دیگر نیز در ادامه مسیر دانشجوییام برگزار کنم. ایده اصلی این سه نمایشگاه، پیوند میان عنوانهای آنهاست؛ بهگونهای که در نهایت، سه عنوان در کنار یکدیگر یک جمله را شکل دهند و هر نمایشگاه، بخشی از مسیر، تجربه و نگاه من در طول سالهای دانشجوییام باشد؛ مجموعهای که در کنار هم، بهنوعی روایتگر مسیر رشد و تجربه من در عکاسی خواهد بود.
_ ایده محوری نمایشگاه شما چگونه شکل گرفت؟
_ایده محوری نمایشگاه از توجه به مفهوم حضور و آنچه پس از رفتن انسانها از آنان باقی میماند، شکل گرفت. در زندگی روزمره، آدمها، مکانها و لحظهها از کنار ما عبور میکنند؛ اما گاهی نشانهای از آن حضور در یک فضا، شیء یا جزئیاتی ساده باقی میماند.
هدف این مجموعه، توجه به همین نشانهها و ثبت ردهایی است که میتوانند روایتگر تجربهای انسانی باشند. برپایی این نمایشگاه نیز تلاشی برای به اشتراک گذاشتن این نگاه با مخاطب و ایجاد فرصتی برای تأمل و شکلگیری روایت شخصی او از آثار است.
_ روند تولید و انتخاب سوژههای این مجموعه چگونه بود؟
_این مجموعه در یک بازه زمانی و بهتدریج شکل گرفت و روند تولید آن بیشتر بر پایه مشاهده و مواجهه با محیط پیرامون بود. انتخاب سوژهها از پیش کاملاً برنامهریزیشده نبود؛ بلکه هر سوژه زمانی انتخاب میشد که بتواند فراتر از ظاهر خود، نشانهای از حضور انسان، زندگی و گذر زمان را در خود داشته باشد.
تلاش کردم سوژهها در عین سادگی، امکان شکلگیری یک روایت یا پرسش را برای مخاطب فراهم کنند.
_ آثار این مجموعه چه مضامین و لایههای اجتماعی را دنبال میکنند؟
_آثار این مجموعه بیشتر به تجربه مشترک انسانی، حضور و غیاب، گذر زمان و ردهایی میپردازند که انسانها در محیط اطراف خود باقی میگذارند. هر تصویر شاید در ظاهر موقعیتی ساده و روزمره باشد، اما در لایههای پنهانتر خود به زندگی، خاطره و ارتباط انسان با محیط اشاره دارد.
نگاه اجتماعی مجموعه نیز از دل همین زندگی روزمره و مشاهده آدمها و فضاهای اطراف شکل گرفته است.
_ تجربه شما در گرافیک چه تأثیری بر نگاه عکاسانهتان داشته است؟
_فعالیت و تجربه در هر دو حوزه عکاسی و گرافیک، تأثیر زیادی بر نگاه بصری من داشته است. گرافیک باعث شده نسبت به ترکیببندی، کادر، تعادل عناصر و نحوه ارائه اثر حساسیت بیشتری داشته باشم؛ در مقابل، عکاسی نیز نگاه من را نسبت به واقعیت و لحظه تقویت کرده است.
این دو حوزه در کنار هم، به شکلگیری زبان بصری شخصیتر و توجه بیشتر به شیوه روایت و ارائه آثار کمک کردهاند.
_ در ثبت و ویرایش عکسها، چه رویکردی نسبت به نور، رنگ و ترکیببندی داشتهاید؟
_در این مجموعه تلاش شده است نور و ترکیببندی در خدمت فضای عکس و روایت آن باشند. توجه به جزئیات، انتخاب دقیق کادر و حذف عناصر اضافی برای تمرکز بیشتر مخاطب بر موضوع، از نکات مهم در تولید آثار بوده است.
در زمینه رنگ و ویرایش نیز کوشیدهام از اغراق پرهیز کنم تا فضای واقعی و حس موجود در هر تصویر حفظ شود. ویرایش برای من بیشتر ابزاری برای تقویت روایت و حس عکس است، نه تغییر واقعیت آن.
_ مهمترین چالش شما در انتخاب و ارائه آثار برای نمایشگاه چه بود؟
_یکی از مهمترین چالشها، انتخاب عکسها از میان تصاویر ثبتشده و ایجاد ارتباطی منسجم میان آنها بود؛ بهگونهای که هر عکس بهتنهایی هویت خود را داشته باشد و در کنار دیگر آثار نیز بخشی از یک روایت کلی را شکل دهد.
انتخاب اندازه چاپ، کیفیت نهایی و نحوه چیدمان آثار نیز اهمیت زیادی داشت، زیرا شیوه ارائه میتواند برداشت مخاطب از عکسها را تغییر دهد. تلاش اصلی این بود که فضای نمایشگاه بهگونهای شکل بگیرد که مخاطب بتواند ارتباط بهتری با روایت مجموعه برقرار کند.
_ کدام عکاس یا استاد، بیشترین تأثیر و الهام را در مسیر شما داشته است؟
_در میان عکاسان ایرانی، استاد کریم متقی یکی از افرادی است که نگاه و تجربه ایشان برای من بسیار الهامبخش بوده است. نگاه عمیق ایشان به عکاسی، بهویژه در حوزه مستند، و توجه به مفهوم و روایت در تصویر، تأثیر زیادی بر مسیر یادگیری و نگاه من داشته است.
همچنین آشنایی ایشان با مبانی نظری و تجربه حرفهای در عکاسی، باعث شده همواره از دانش و نگاهشان بهره بگیرم. در مسیر آینده نیز دوست دارم با مطالعه، تجربه و یادگیری از عکاسان و استادان مختلف، به زبان تصویری شخصی خودم نزدیکتر شوم.
_ برگزاری دومین نمایشگاه انفرادی چه جایگاهی در مسیر حرفهای شما دارد و برنامه آیندهتان چیست؟
_برگزاری این نمایشگاه، بهعنوان دومین نمایشگاه انفرادی، مرحله مهمی در مسیر حرفهای من محسوب میشود؛ زیرا فرصتی است برای شناخت بیشتر زبان تصویری خود و ارائه جدیتر آثار به مخاطب.
این تجربه کمک میکند با نگاه دقیقتری مسیر آینده را ادامه دهم. برنامهام ادامه فعالیت و پژوهش در حوزه عکاسی، تولید مجموعههای منسجمتر و تجربه شیوههای مختلف روایت تصویری است. در کنار آن، همچنان علاقهمندم از تجربه و دانش گرافیک نیز در مسیر حرفهای خود و در شیوه ارائه آثار استفاده کنم.
_ توصیه شما به دانشجویان و علاقهمندان عکاسی چیست؟
_به نظرم مهمترین نکته برای دانشجویان عکاسی، دیدن و تمرین کردن است. دیدن آثار عکاسان مختلف، مطالعه هنر و شناخت تجربههای دیگران بسیار مهم است، اما در نهایت هر فرد باید تلاش کند نگاه شخصی خود را پیدا کند.
نباید فقط به دنبال ثبت عکسهای زیبا بود؛ مهم است بدانیم چرا از یک سوژه عکاسی میکنیم و از طریق آن چه چیزی میخواهیم بیان کنیم. استمرار، صبر و تجربه کردن نقش بسیار مهمی در شکلگیری مسیر شخصی هر عکاس دارند.
جهت تماشا، لذت و خرید و حمایت از هنر شکوهمند این هنرمند:
تبریز، خیابان امام، نرسیده به چهارراه آبرسان، خانه فرهنگ، طبقه همکف، نگارخانه مبرعلی تبریزی
۷ و ۹ الی ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
آیین گشایش: شنبه ۷ شهریورماه
ساعات بازدید: ۱۷ الی ۲۰
همچنین راههای ارتباطی با مبینا سلمانپورزکی


