نمایشنامهخوانی «گاه دلتنگی» در تبریز؛ روایتی از دغدغههای روزمره جامعه
به گزارش آذرنگارنده به نقل از ایسنا: نمایشنامهخوانی «گاه دلتنگی» به نویسندگی دیوید ممت و ترجمه شهرام زرگر، به خوانشگردانی و روایت امین ملکیاصل، شامگاه پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتماه در تبریز برگزار شد؛ اثری که با نگاهی انسانی و اجتماعی، زندگی روزمره و دغدغههای مردم را در بستر شهری مدرن روایت میکند. این نمایشنامه، داستان انسانهایی […]
به گزارش آذرنگارنده به نقل از ایسنا:
نمایشنامهخوانی «گاه دلتنگی» به نویسندگی دیوید ممت و ترجمه شهرام زرگر، به خوانشگردانی و روایت امین ملکیاصل، شامگاه پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتماه در تبریز برگزار شد؛ اثری که با نگاهی انسانی و اجتماعی، زندگی روزمره و دغدغههای مردم را در بستر شهری مدرن روایت میکند.
این نمایشنامه، داستان انسانهایی را در لحظات گرگومیش یک شهر آمریکایی به تصویر میکشد؛ انسانهایی که هر کدام درگیر مسائل اقتصادی، روابط اجتماعی، تنهایی و فشارهای زندگی معاصر هستند.
امین ملکیاصل، خوانشگردان این اثر، در گفتوگو با ایسنا درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «گاه دلتنگی» اظهار کرد: شیوه روایت زندگی روزمره و کشمکش انسانها در جامعه برای من بسیار جذاب بود و قلم دیوید ممت در پرداخت به رفتارها و واکنشهای انسانی مرا به خود جذب کرد.
وی با اشاره به آسیبپذیری هنر تئاتر در شرایط مختلف افزود: تئاتر بستری برای آگاهی و اطلاعرسانی است اما متأسفانه در هر شرایط بحرانی، نخستین حوزهای که آسیب میبیند، هنر و بهویژه تئاتر است. این اجرا نیز به دلیل شرایط پیشآمده با چهار ماه تأخیر روی صحنه رفت.
ملکیاصل ادامه داد: فشارهای اقتصادی برای فعالان تئاتر بسیار سنگین است و بسیاری از هنرمندان ناچارند برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغل دیگر روی بیاورند. امیدواریم شرایطی فراهم شود که چراغ تئاتر همواره روشن بماند.
سارا جاهد، بازیگر و طراح پوستر نمایش، نیز با اشاره به فضای اجتماعی اثر گفت: کاراکتر من یادآور تجربههایی است که بسیاری از مردم در مراکز درمانی و موقعیتهای مشابه تجربه کردهاند؛ جایی که روابط انسانی گاه رنگ و بوی اقتصادی به خود میگیرد.
وی درباره طراحی پوستر نمایش توضیح داد: تلاش کردم فضای مونولوگ آغازین نمایش را در پوستر بازتاب دهم؛ تصویری از گرگومیش شهر، ازدحام جمعیت، قطار هوایی و چراغهایی که آرام روشن میشوند.
پارسا قنبری، دیگر بازیگر این نمایش، درباره نقشهای خود اظهار کرد: یکی از نقشها پزشکی بیتفاوت بود که تنها به منافع شخصی خود فکر میکرد و دیگری مردی فضول و مزاحم که نمونه آن را در فضاهای عمومی زیاد میبینیم. نکته مهم این است که با وجود آمریکایی بودن فضای نمایشنامه، مسائل مطرحشده برای مخاطب ایرانی نیز کاملاً ملموس و قابل درک است.
کیارش کریمی نیز با اشاره به مفاهیم اجتماعی نمایش گفت: این اثر از احساسات و وضعیت درونی انسان معاصر سخن میگوید و تلاش کردیم این حس را به مخاطب منتقل کنیم. خوشحالکننده است که مردم همچنان از تئاتر حمایت میکنند و هنر میتواند حتی برای ساعتی، مخاطبان را از دغدغههای روزمره دور کند.
مهنا نعمتی، دیگر بازیگر نمایش، نیز بیان کرد: شخصیت من نماینده زنانی در جهانی پرآشوب و مصرفگرا بود؛ جهانی که روابط انسانی در آن گاه دچار پوچی میشود. نمایش تلاش میکند بخشی از شرایط امروز جامعه و فشارهای اقتصادی را بازتاب دهد.
نمایشنامهخوانی «گاه دلتنگی» با نگاهی انتقادی و انسانی به روابط اجتماعی، فشارهای اقتصادی و تنهایی انسان معاصر، تلاش دارد مخاطب را به تأمل درباره زندگی امروز و مناسبات انسانی دعوت کند.

