ترس بزرگ جمعیتی جهان وارونه شد؛ حالا مشکل، کمبود تولد است نه انفجار جمعیت
به گزارش آذرنگارنده: برای دههها، یکی از بزرگترین نگرانیهای جهانی «انفجار جمعیت» بود؛ اینکه رشد سریع جمعیت، جهان را با قحطی، جنگ و فشار شدید بر منابع روبهرو کند. اما حالا این ترس بزرگ در حال وارونه شدن است. در بسیاری از کشورهای جهان، نرخ زاد و ولد آنقدر کاهش یافته که دیگر جمعیتها حتی […]
به گزارش آذرنگارنده:
برای دههها، یکی از بزرگترین نگرانیهای جهانی «انفجار جمعیت» بود؛ اینکه رشد سریع جمعیت، جهان را با قحطی، جنگ و فشار شدید بر منابع روبهرو کند. اما حالا این ترس بزرگ در حال وارونه شدن است. در بسیاری از کشورهای جهان، نرخ زاد و ولد آنقدر کاهش یافته که دیگر جمعیتها حتی توان جایگزینی خود را هم ندارند.
امروز در بخش بزرگی از جهان، از جمله استرالیا، میانگین تعداد فرزندان به ازای هر زن به زیر «سطح جانشینی» رسیده است؛ سطحی که معمولاً حدود ۲.۱ فرزند برای هر زن در نظر گرفته میشود. این یعنی اگر این روند ادامه پیدا کند، جمعیت در بلندمدت رو به کاهش میرود.
از هراس «انفجار جمعیت» تا نگرانی از «کاهش جمعیت»
از دهه ۱۹۶۰ میلادی، بحثهای عمومی اغلب بر خطرات افزایش بیش از حد جمعیت تمرکز داشت. برای مثال، پل ارلیش در کتاب مشهور The Population Bomb در سال ۱۹۶۸ هشدار داده بود که رشد جمعیت میتواند به قحطی و جنگ منجر شود. اما برخلاف آن پیشبینیها، جهان با نابودی ناشی از انفجار جمعیت روبهرو نشد.
در عوض، از سال ۱۹۵۰ تاکنون نرخ باروری جهانی بیش از نصف شده است. در کشورهای عضو OECD، میانگین نرخ باروری اکنون حدود ۱.۴۶ تولد به ازای هر زن است؛ رقمی که بسیار پایینتر از سطح لازم برای حفظ جمعیت است.
بر اساس برآوردها، کاهش جمعیت جهان از میانه دهه ۲۰۸۰ آغاز خواهد شد. چین اکنون چهارمین سال متوالی کاهش جمعیت خود را تجربه میکند. کره جنوبی از سال ۲۰۱۹ وارد روند کاهش جمعیت شده و یکی از پایینترین نرخهای تولد جهان را دارد. آلمان نیز از سال ۱۹۷۲ با وضعیتی روبهروست که در آن شمار مرگومیر از تولدها بیشتر شده است. ژاپن، یونان، ایتالیا، کوبا و تایلند نیز در فهرست کشورهایی قرار دارند که با کاهش جمعیت دستوپنجه نرم میکنند.
چرا کاهش تولدها اهمیت دارد؟
یکی از دلایل اصلی نگرانی درباره کاهش نرخ تولد، پیر شدن جمعیت است. پیشرفتهای بزرگ در پزشکی، واکسیناسیون و بهداشت باعث شده انسانها عمر طولانیتری داشته باشند. در عین حال، تعداد فرزندان کمتر شده و نتیجه این دو روند، افزایش سهم سالمندان در جمعیت است.
پیر شدن جمعیت از یک سو نشانه موفقیت بشر در بهبود سلامت و طول عمر است، اما از سوی دیگر برای اقتصادها چالشبرانگیز است. جوامع برای تأمین مالی خدمات عمومی، نظام بازنشستگی و مراقبت از سالمندان به نیروی کار جوان و فعال نیاز دارند. اگر افراد در سن کار به اندازه کافی جایگزین بازنشستگان نشوند، فشار سنگینی بر دولتها و اقتصاد وارد خواهد شد.
مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله «ناتوانی در انتخاب» است
نکته مهم این است که کاهش نرخ تولد فقط به تغییر ترجیحات شخصی مربوط نمیشود. به گفته نویسنده این مقاله، بسیاری از افرادی که مایل به داشتن فرزند هستند، به دلیل موانع بیرونی از این تصمیم صرفنظر میکنند.
بر اساس نظرسنجی سازمان ملل، حدود یک نفر از هر پنج نفر در جهان گفته است نگرانی درباره آینده باعث شده فرزندان کمتری از آنچه میخواسته داشته باشد، یا تصمیمش برای فرزندآوری را تغییر دهد.
از جمله مهمترین این موانع میتوان به این موارد اشاره کرد:
- بحران مسکن و گرانی خانه
- بیثباتی اقتصادی و شغلی
- نابرابری جنسیتی
- هزینه بالای مراقبت از کودک
- نگرانی از تغییرات اقلیمی و آینده جهان
به بیان دیگر، مسئله اصلی این نیست که مردم نمیخواهند بچهدار شوند؛ بلکه بسیاری احساس میکنند شرایط زندگی و آینده آنقدر ناامن شده که امکان ساختن خانواده دلخواهشان را ندارند.
راهحل چیست؟
به باور نویسنده، پرداختهای مقطعی مانند «پاداش فرزندآوری» بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. چنین مشوقهایی شاید فقط زمان فرزندآوری را جابهجا کنند، اما معمولاً باعث افزایش پایدار نرخ باروری نمیشوند.
اگر دولتها واقعاً میخواهند شرایط فرزندآوری را بهبود دهند، باید مجموعهای از سیاستهای گسترده و هماهنگ را دنبال کنند؛ از جمله:
- تأمین مسکن مناسب و مقرونبهصرفه
- ایجاد امنیت شغلی و درآمدی
- فراهم کردن مراقبت در دسترس و ارزان برای کودکان
- تقویت برابری جنسیتی در خانه و محل کار
- اقدام جدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی
یک بحران اجتماعی در حال شکلگیری
این مقاله تأکید میکند که کاهش شدید نرخ تولد فقط یک مسئله آماری یا اقتصادی نیست، بلکه نشانهای از کاهش امید به آینده در میان نسلهای جوانتر است. نسلی که باید بار تشکیل خانواده و تربیت فرزند را بر دوش بکشد، در بسیاری از جوامع احساس میکند از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی پشتوانه کافی ندارد.
به همین دلیل، جهان امروز دیگر با «بمب انفجار جمعیت» روبهرو نیست؛ بلکه ممکن است با نوعی فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ناشی از نبود حمایت کافی برای تشکیل خانواده مواجه شود.

